<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://company-project.loxblog.com</title>
<link>https://company-project.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>اتمام رابطه با معشوق خیانتکار</title>
<link>https://company-project.loxblog.com/اتمام-رابطه-با-معشوق-خیانتکار</link>
<guid>https://company-project.loxblog.com/اتمام-رابطه-با-معشوق-خیانتکار</guid>

<description><![CDATA[
اتمام رابطه با معشوق خیانتکار

بله!  پایان یک رابطه همیشه عذاب آور است ، اما حقیقت این است، برخی رابطه ها به  دلیل عدم روراستی طرفین ، خود به خود قبلا&quot; ازبین رفته است!
اگر  کسی شما را فریب دهد و خیانت کند ، به دلیل بی اعتمادی بوجود آمده، شما  برآن می شوید تا به این رابطه پایان دهید و بهتر است که این کار را زودتر  انجام دهید. اتمام یک رابطه بسیار سخت است ولی خوب در غیر این صورت، روز به  روز صدمات روحی عمیق تری از جانب طرف مقابلتان بر شما وارد می شود که  مسلما&quot; سخت تر از تحمل جدایی است .
در  صورت تصمیم به جدایی ، باید تمام مراحل آن را در نظر بگیرید . آیا می  توانید او را ببخشید ، حتی اگر دیگر توان با او ماندن را در خود نمی بینید ؟  آیا می توانید به این رابطه ، بار دیگر قوت ببخشید و ادامه دهید ؟ ..... و  بعد از بررسی سوالاتی چون موارد ذکر شده ، در نهایت بهترین راه را انتخاب  کنید. 
همواره در طی مراحل تصمیم گیری و احیانا&quot;، جدایی ، موارد زیر را مد نظر داشته باشید :
خود را سرزنش نکنید 
بیشتر  وقتها ، نفر مقابل شما سعی دارد که شما را هم به نوعی در ارتکاب خیانتش،  مقصر بداند. به هر حال شاید شما هم کمی سهل انگاری کرده باشید ، ولی باز هم  هیچ عذری برای خیانت او قابل قبول نیست. به هر صورت وی باید عواقب افکار و  اعمال فریبکارانه خود را بپذیرد. 
حتی  اگر بهترین همراه نبودید و یا او از بودن با شما لذتی نمی برد، بازهم  تقصیر شما نیست. وی می توانست بدون خودخواهی، سعی کند با طرح و بررسی  مشکلاتش با شما، مسیر را برای ادامه هموار تر کند؛ نه اینکه نفر مقابل خود  را فریب دهد.
بطور کامل جدا شوید
خودتان  را درگیر شروع و پایان دادن های متوالی نکنید، چرا که استرس و رنج شما را  بیشتر می کند. اگر نصفه نیمه به این رابطه پایان دهید، دوباره بطور مداوم  به این فکر می کنید الآن او با چه کسی است؟ ( که احتمالا&quot; هم هست !!) اگر  تصمیم گرفته اید که &nbsp;طرف خیانتکار خود را ترک کنید بهتر است که دیگر برنگردید.
سعی کنید ببخشید 
در  مرحله اول، سعی کنید که وی را ببخشید. نه برای او، بلکه برای خودتان.  البته که این بخشش رنجش شما را نمی کاهد و به معنای فراموش کردن کاری که او  کرده و صدمات روحی که بر شما وارد شده است نیست، همچینن این عفو و ببخشش  به این معنی نیست که افکار و احساسات خود را تحت قوانین و کنترل وی قرار  داده اید، بلکه تنها دلیل این است که شما را در وضعیت بهتری قرار می دهد و  دیگر بیش از این خود را با افکار و احساسات منفی ، بخاطر وی در عذاب نمی  گذارید.
اتمام و فراموشی یک رابطه زمان می گیرد
بعد  از جدایی ، مدت زمانی را تنها با خود بگذارنید و اجازه دهید تا بتوانید  مشکلات و اثرات منفی به جای مانده از رابطه را از ذهن خود کمرنگ و به تدریج  پاک کنید. به صحبتهای اطرافیان که خیلی زود شما را برای بازگشت دوباره،  تحریک می کنند، توجهی نکنید. 
در  طول این مدت اگر واقعا&quot; در هم شکستید و نمی توانید بر احساسات خود غلبه  کنید، بهتر است با یک دوست مطمئن، اعضای خانواده، یک روحانی و یا مشاور  صحبت و مشورت کنید. این شما نیستید که باید با خود کنار بیاد. شما که مقصر  نبوده اید و نباید شرمسار باشید. همواره به اطرافیانتان نزدیک خود که شما  را دوست دارند و اهمیت می دهند، اطمینان کنید و اجازه دهید شما را یاری  دهند. 
همچنین، با مطالعه بروی کتابهای پاکسازی ذهن و روانشناسی، می توانید خود را از ابتلا به &nbsp;افسردگی نجات دهید. ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:18:35 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>در حین رابطه جنسی از چه کلماتی استفاده کنیم؟</title>
<link>https://company-project.loxblog.com/در-حین-رابطه-جنسی-از-چه-کلماتی-استفاده-کنیم</link>
<guid>https://company-project.loxblog.com/در-حین-رابطه-جنسی-از-چه-کلماتی-استفاده-کنیم</guid>

<description><![CDATA[
در حین رابطه جنسی از چه کلماتی استفاده کنیم؟

شاید  در برخورد اول ، بکارگیری واژه های شهوانی در کلام عاطفی و بعدها در  نزدیکی های زوجین ، از نظر طرف مقابل شما خیلی خوشایند نباشد و شاید هم  کلا&quot; با این &nbsp;نوع کلام، حتی درآینده هم مشکل داشته باشد. 
شما  همیشه می ترسید که مبادا بطور ناگهانی در ملاقات اول، این واژه ها به زبان  شما جاری شود و در نتیجه ی آن، خود را به باد رسوایی دهید و تمام وجهه ی  اولیه خود را در نگاه طرف مقابل از دست بدهید. در اینجا به نکاتی پرداخته  ایم که با رعایت آنها، استفاده ی صحیح و به موقع از این کلمات را در روابط  عاطفی و جنسی با همسر خود، فرا می گیرید : 
نکته:  برای شروع، لازمه ی بکارگیری این واژه ها، گذشت زمان است: پس از برقراری  حس عاطفی و عاشقانه است که به زبان آوردن آنها خوشایند است نه قبل آن!  بنابراین بگذارید چند صباحی بگذرد!!
و اما چطور باید به موقع و درست از این واژه ها استفاده کرد؟
&nbsp;
1- در واژه های &nbsp;خود از عبارات مأنوس و جاری استفاده کنید. 
اگر  بخواهید دقیقا&quot; همان کلماتی را که در فیلم ها دیده ایم را به زبان  بیاوریم، خیلی مضحک به نظر می رسد. شاید تصور شما بر این است که استفاده از  این واژه ها مهارت خاصی می خواهد. ولی حقیقت این است که این طرز صحبت،  همان کلامی است که خودمان نیز می توانیم به راحتی به زبان بیاوریم و خیلی  خوب هم از عهده ی آن بر می آییم! این واژه ها دقیقا&quot; از درون ما بر می  خیزند و خود ما با توجه به &nbsp;وضعیت روحیمان باید طریقه ادای &nbsp;آن را انتخاب کنیم. 
2- ریتم آوای خود را بشناسید. 
هر کسی خود می داند که با چه لحنی این کلمات را به زبان بیاورد، این بستگی به خود شما دارد، می توان با صدایی بم و &nbsp;رومانتیک  و برخی با تغییر در زیر و بم تن صدا و در مواردی هم به آرامی و نجواکنان،  این کلمات را بکار برد. بسته به نوع شخصیت هر کس، در بعضی موارد، نحوه به  زبان آوردن این واژه ها همان انعکاس نوع گفتار روزمره آن شخص است و در برخی  دیگر به کلی متفاوت است. شاید هم در حین کلام خود، از تمامی حالات تن صدا  برای ایجاد هیجان بیشتر در ادای واژه ها استفاده کنید تا نفر مقابل اصلا&quot;  نتواند حالت و واژه&nbsp; بعدی شما را، حدس بزند و در نتیجه همیشه در حالتی هیجان زده منتظر کلمه بعدی شما خواهد ماند. 
3- تعداد این واژه ها &nbsp;را در حافظه ی &nbsp;خود افزایش دهید. 
بیشتر ما سعی می کنیم از بکارگیری دشنام و ناسزا جلوگیری کنیم. اما تغییر در نحوه ی کلام خود با همسرمان، فرصتی است تا خود را&nbsp; در  زمان مناسب از چهارچوب ادبی حرف زدن بیرون بیاوریم. باید اینقدر از نظر  این لغات قوی باشیم که در حین این نوع کلام از لغتهای بالینی استفاده نکنیم  ( مثل آلات جنسی و کلمات مستهجن دیگر ). اگر فقر لغوی در این زمینه دارید  می توانید از طریق کتاب های آموزشی &nbsp;و سایتهای اینترنتی، و یا  فیلم هایی در این زمینه، اطلاعات خود را افزایش دهید. ( اگرچه برداشت از  این فیلم ها خیلی موثر و موثق نیست)
4- در تنهایی با خود تمرین کنید. 
کارول  کوئین نویسنده کتاب &quot;بروز احساسات شهوانی &quot; در مطالب خود همواره توصیه  کرده است که در تنهایی با خود کلمات شهوانی را تکرار کنید تا در حین نزدیکی  با همسر خود نیز بتوانید بر زبان خود جاری کنید. تنها با تکرار این واژه  ها در ذهن خود، قادرید بعد ها آنها را با صدای بلند نیز بیان کنید. 
5- قوانین خاصی را بین خود و همسرتان مقرر سازید. 
بعضی  اوقات خیلی از افراد از ترس تمسخر نفر مقابل، این واژه ها را به زبان نمی  آورند. بنابراین قبل از شروع به برقراری آنها، بین خود و طرف مقابلتان  قوانینی بگذارید، بطور مثال، هیچ کدام از دو طرف نباید در هنگام جاری ساختن  این کلمات به یکدیگر بخندند یا ایراد بگیرند و تمسخر کنند. مادامی که این  واژه ها از دهان بیرون می آید خیلی تحت اختیار نیستند و قابل اشتباه و در  این بین هر دو طرف باید از اینکه مورد تمسخر دیگری قرار نمیگیرند کاملا&quot;  مطمئن باشند. 
6- آهسته قدم بر دارید. 
نگران  نباشید، بکارگیری این کلمات حتما&quot; نباید پشت سر هم و بی ایراد باشد. یکی  از منابع واژه ها، به زبان آوردن همان مراحل رابطه جنسی است که دقیقا&quot; در  همان لحظات اتفاق می افتد. هر عملی که در این بین، برای طرفین ارضاء بخش  است باید به زبان بیاید و با این کار می توانند احساس رضایت خود را از هر  صحنه و حتی تقاضای تکرار دوباره ی آن بیان کنند. 
7- تمرین به روی لحن صدا و سرعت آن
برای  بکارگیری موثر این واژه ها، باید بر چگونگی لحن صدای خود و سرعت آن و یا  وقفه های لازم بین کلمات تمرین کنید. توازن در سرعت ادای این کلمات بسیار  مهم است، نباید بصورت مسلسل وار از دهان خارج شوند، بلکه باید متنوع بیان  شوند، بطور مثال با لحن ملایم در صدا یا آهنگی نجواکنان و یا حتی گاهی  اوقات بالابردن تن صدا همراه باشد. می توانید لحن صدای خود را بصورت دستوری  یا خواهشانه تغییر دهید &nbsp;و خیلی حالات دیگر در این بین. 
8- بگارگیری واژه ها توسط دو طرف 
از  آنجایی که بیشتر شما معمولا&quot; برای ادای این کلمات یک ناامنی و ترس در وجود  خود احساس می کنید، ادای این واژه ها را دو طرفه کنید، شما به غیر از به  زبان آوردن آنها، نیاز به شنیدن معادل آن از زبان همسر خود نیز دارید.  همزمان با هم این کلامات را جاری کنید و سعی کنید تقریبا&quot; همزمان نیز به  آنها خاتمه دهید، حتی در این بین ممکن است از دهان همسر خود واژه هایی جدید  تر یاد بگیرید که قبلا&quot; نشنیده باشید! 
چطور می توانید در هنگام نزدیکی با ادای این واژه ها ، حس شهوانی را بالا ببرید :
و  حالا سوالی که در ذهن شما نقش بسته است این است که چطور باید از این واژه  ها جهت بالا بردن حس نزدیکی استفاده کرد، در اینجا به چند نکته برای این  امر اشاره شده است که با رعایت آنها، ادای آنها برای شما آسان تر می شود.  با بکارگیری صحیح و به موقع، متوجه تأثیرات مفید و بسزای آن در رابطه ی خود  خواهید شد و می بینید که چطور حس عاطفی و تمایل نزدیکی در هر دوی شما بالا  می رود. 
شما نیز می توانید مانند خیلی از زوج های دیگر &nbsp;از  این واژه ها برای بالا بردن حرارت جنسی خود استفاده کنید. اجازه ندهید که  ترس و خجالت، شما را از داشتن یک نزدیکی گرم و لذت بخش محروم سازد. 
اولین گام این است که در کمال آرامش، شما و همسرتان بنشینید و در مورد این که تمایل دارید از کدام&nbsp; واژه  ها استفاه کنید، به توافق برسید. روراست باشید و خجالت نکشید. با این کار  حدود یکدیگر را برای به زبان آوردن کلماتی مشخص می کنید که شاید برخی از  آنها از نظر یکی از طرفین خیلی قبیح باشد و در نتیجه نه تنها از آن حالت یخ  بودن در می آیید، بلکه از وقوع برخی از حالات و کلام ناخوشایند از نظر یکی  از طرفین حین عمل نزدیکی جلوگیری می کنید. 
گام  دوم: و حالا نوبت عملی کردن تمرین های کلامی است، به یاد داشته باشید که  باید آنقدر این واژه ها را در آیینه با خود تمرین کرده باشید که براحتی به  هنگام نزدیکی به زبان بیاید. خجالت نکشید مطمئن باشید که تمامی انسانها یک  روی خبیث نیز دارند و حالا نوبت نمایش آن روی شما است. 
گام سوم : &nbsp;حتی  می توانید بدون داشتن لغات در ذهن خود، با توصیف تک تک مراحل نزدیکی از  زبان خود و تعریف و تمجید به نزدیکی خود هیجان بیشتری ببخشید. هر انسانی از  تعریف لذت می برد و مایل است بداند که شما در حین انجام مراحل نزدیکی و  صحنه های جدید و هیجان انگیز آن، چه احساسی دارید. 
این مقاله را جدی بگیرید، شاید منشائی برای اصلاح، افزایش و یا حتی تقویت حسی عمیق در روابط جنسی شما باشد. ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:18:35 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آیا شما واقعا&quot; عاشقید ؟! - 20 راه برای تشخیص عشق واقعی</title>
<link>https://company-project.loxblog.com/آیا-شما-واقعا-عاشقید----20-راه-برای-تشخیص-عشق-واقعی</link>
<guid>https://company-project.loxblog.com/آیا-شما-واقعا-عاشقید----20-راه-برای-تشخیص-عشق-واقعی</guid>

<description><![CDATA[
آیا شما واقعا&quot; عاشقید ؟! -  20 راه برای تشخیص عشق واقعی

گرایش  بین زن و مرد در نوع خود میتواند مفید یا مضر باشد . البته بیشتر ما حداقل  یک بار در زندگی تمایل قوی را نسبت به فرد مخالف حس کرده ایم ، خوب! ، این  حس در مورد روابط معمولی شاید بتواند موثر باشد ولی در مورد مسئله ی  ازدواج اگر بخواهیم تنها با اکتفا به این تمایلات و بدون توجه به معیارهای  دیگر روان شناسی ،تصمیمی بگیریم ، ویران کننده است ، چرا که نتیجه ای جز  رنج ، ترس از آینده ، تحلیل انرژی و در آخر ، در فاصله زمانی کم دچار  افسردگی و سرخوردگی می شویم ! ، &nbsp;در تنهایی و با صداقت کامل با خود  به نکات زیر &nbsp;توجه کنید . مطمئنا&quot; در آخر می توانید به این سوال پاسخ دهید  که آیا شما واقعا&quot; عاشق هستید یا ... ؟!:
یک تمایل و گرایش مفید چیست ؟ چطور می توانید بفهمید که شخص مورد علاقه شما همان کسی است که می خواهید ؟!
1-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; با او بسیار راحت هستید ، گویی که سالهاست او را می شناسید . 
2-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در بسیاری از موارد با یکدیگر هم عقیده هستید مثل باورهای فردی ، ارزشها، اهداف و فلسفه ی زندگی .
3-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; وجود حس تساوی با هم ، به طوری که هیچ کدام از شما دو نفر ، خود را برتر از دیگری نمی داند. 
4-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از امور روزمره یکدیگر آگاه هستید و در این روابط برای هم حس سرزندگی و شادابی روحی را به ارمغان می آورید. 
5-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; با یکدیگر راحت هستید و احساس غریبی نمی کنید ، روز به روز شادی و صمیمیت بین شما بیشتر می شود.
6-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;روح  و روان یکدیگر را با توجهات متقابل ، تحسین ، تایید و تمجیدها زنده می  کنید و به این صورت است که زندگی رمانتیکی را تجربه خواهید کرد. 
7-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از اینکه اوقات بیشتری را در کنار هم باشید لذت می برید و از هم خسته نمی شوید !
8-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; همیشه نسبت به او گرایش دارید و این حس با هم بودن بیشتر و بیشتر می شود.
9-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در همه حال برای پیشرفت یکدیگر تلاش می کنید ولی نه در آن حد که هر یک از شما احیانا&quot; استقلال شخصی خود را از دست داده باشید! &nbsp;
10-  در حفظ صمیمیت بیشتر رابطه و حل مشکلات زندگیتان در مقایسه با زوج هایی که  بدون این حس و تنها بطور رسمی با هم ازدواج کرده اند ، موفق تر هستید.
11- با هم &nbsp;گرم ، قابل انعطاف ،صمیمی ، رئوف و دلسوز یکدیگر هستید و و هر دو &nbsp;بر آنید تا این این عواطف هر روز افزون شود.
12- براحتی از اشتباهات هم چشم پوشی می کنید و دوباره روابط شما به همان نزدیکی قبل باقی است . 
13-  احساس می کنید که متعلق به هم هستید ( البته این حالت نباید با احساس تحت  کنترل بودن یا مالکیت همراه باشد) و دیگران شما را زوجی خوشبخت و جدانشدنی  می دانند.
14- &nbsp;با گذشت ، فداکاری و بزرگ نکردن اشتباهات یکدیگر ، در کنار هم احساس امنیت می کنید و هیچ ترسی بابت از دست دادن هم ندارید . 
15 &ndash; عواطف و امیال جنسی شما نسبت به هم بسیار قوی و غیر قابل اجتناب است.
16- نا خود آگاه احساسات و عواطف&nbsp; جنسی  خود را نسبت به هم نشان می دهید و نه از روی عادت ، در این حالت است که  امنیت روحی ایجاد می شود و&nbsp; خیال هر دو طرف بابت عدم &nbsp;وجود انحرافات اخلاقی  در یکدیگر راحت است .
17- همیشه در دسترس &nbsp;هم هستید و می توانید روی وجود هم حساب کنید.
18- بین شما انرژی های مثبت زیادی است که حس اشتیاق به زندگی را افزون می کند . 
19- با گذشت زمان روابط شما مستحکم تر شده است . 
20- روابط شما طوری بر یکدیگر تاثیر داشته که اگر با خودتان رو راست باشید می بینید که شما شخصی بهتر و متفاوت نسبت به گذشته هستید. 
امیدورایم  پس از تمرکز روی مطالب فوق ، رابطه ای که در ذهن داشتید همانی باشد که  خواستید ، در غیر این صورت بهتراست تجدید نظر کنید ، بدون شک قطع رابطه ی  غلط با وجود وابستگی ، بسیار دردآور است ولی این درد بیشتر از رنجی نیست که  با ادامه این رابطه مجبور می شوید تا آخر عمر تحمل کنید . ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:18:35 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ازدواج دوباره با همسر سابق: چالشها و راهکارها</title>
<link>https://company-project.loxblog.com/ازدواج-دوباره-با-همسر-سابق-چالشها-و-راهکارها</link>
<guid>https://company-project.loxblog.com/ازدواج-دوباره-با-همسر-سابق-چالشها-و-راهکارها</guid>

<description><![CDATA[
ازدواج دوباره با همسر سابق: چالشها و راهکارها

اگر شما و همسر سابقتان تصمیم گرفته اید که دوباره با هم زندگی کنید، سه چیز را به یاد داشته باشید:
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آمار بر ضد این تصمیم شماست
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; همه چیز را نرم نرم جلو ببرید
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; حتماً به مشاور خانواده مراجعه کنید و در دوره های آموزش خانواده شرکت کنید
آمار ضد ازدواج دوباره است
آمار  بر علیه زن و شوهرهایی است که یکبار طلاق گرفته اند و می خواهند دوباره با  هم ازدواج کنند. تقریباً بیشتر ازدواج های دوم مثل ازدواج اول به طلاق ختم  می شود.
مجله  روانشناسی امروز نوشته است، &quot;تقریباً 60 درصد از ازدواج های دوباره شکست  می خورد و این اتفاق حتی سریعتر از طلاق اول می افتد. بعد از گذشت متوسط 10  سال، 37 درصد از ازدواج های دوباره شکست می خورد این درحالی است که این  آمار برای ازدواج اول 30 درصد است.&quot;
چطور می توانید ازدواج دومتان را به موفقیت برسانید
اگر  در فکر این هستید که دوباره با همسر سابقتان ازدواج کنید، در زیر توصیه  هایی برایتان آورده ایم که شانس موفقیت این ازدواج دوباره را بالا ببرید:
&nbsp;*  دوباره برگشتن به سمت همسر سابق به خاطر فرزندانتان اصلاً ایده خوبی نیست.  باید به خاطر اینکه همدیگر را دوست دارید و واقعاً می خواهید که باز با هم  باشید، به سمت هم برگردید.
*  اگر بچه دارید، به هیچ وجه تا مدتی اجازه ندهید که آنها متوجه شوند که شما  دو نفر با هم رابطه برقرار کردید. چون امیدوار می شوند که با هم آشتی کنید  و این فشار بیشتری روی شما دو نفر برای آشتی کردن وارد می کند.
* نزد یک مشاور خانواده بروید. از اشتباهات زندگی قبل درس بگیرید واگرنه با تکرار آنها دوباره رابطه تان خراب خواهد شد. 
*  دلیل طلاق سابقتان را پیدا کنید. اگر طلاقتان به خاطر مسائل مالی بوده  اینبار حتماً درمورد مسائل مالی با هم به نتیجه برسید. اگر درمورد تربیت  فرزندان بوده، این مشکل را هم با هم حل کنید. اگر به خاطر عدم وفاداری و  خیانت بوده، هر دو شما باید امتحان خود را پس بدهد.
* اشتباه خود را در طلاق اول به گردن بگیرید.
* با هم در دوره های آموزش خانواده شرکت کنید.
*  در تمام مسائل با هم صادق باشید. برای هم بازی درنیاورید. سعی نکنید فکر  همدیگر را بخوانید. انتظارات بیجا نداشته باشید. انتظارات، امیدها و  آروزهای خود را با هم مطرح کنید.
* خیلی مهم است که بفهمید ازدواج اولتان تمام شده است. اجازه ندهید کابوس آن زندگی جدیدتان را خراب کند.
* از روبه رو شدن با مشکلاتی که موجب بر هم خوردن ازدواج اولتان شدن، نترسید.
* اشتباهاتتان را تکرار نکنید. به آینده تان به هم بیندیشید.
* یادتان باشد، ساختن اعتماد دوباره زمان می برد.
ایجاد  اعتماد و موفق شدن یک ازدواج بعد از طلاق نیاز به تعهد قوی به رابطه دارد.  باز هم می گوییم، ازدواج دوباره با همسر سابقتان را سریع جلو نبرید. برای  شناخت همدیگر وقت بگذارید.
با همسر سابقتان ازدواج می کنید؟
ایمیلم را که چک می کردم، دیدم یک دعوتنامه عروسی برایم فرستاده اند. این دعتوتنامه از طرف زوجی بود که طلاق گرفته بودند.
از  یک طرف هیجان زده شده بودم و از یک طرف هم سردرگم بودم چون این زوج سابقه  ازدواج وحشتناکی داشتند و نمی دانم چه چیز باعث شده بود دوباره به فکر  ازدواج با هم بیفتند. اما در هر حال داشتند باز ازدواج می کردند.
مطمئناً  &quot;نیمه گمشده&quot; که می گویند معنی خاصی دارد. بعضی از اعتقادات معنوی می گوید  که دو روح، قبل از تولد، تعیین شده که با هم زن و شوهر شوند. بعضی دیگر از  مذهب ها باور دارند که شما و همسرتان طی هفت مرحله تناسخ باهم ازدواج می  کنید، حتی اگر در زندگی زناشویی خود مشکلات متعددی داشته باشید.
کنار  از اعتقادات دینی و معنوی، دلایلی وجود دارد که شما به ازدواج دوباره با  همسر سابقتان می کشاند. یکی از این دلایل، خوبی ذاتی و خصوصیاتی در همسرتان  است که باعث شده عاشقش شوید. مطمئناً شما به این دلیل عاشق این فرد شدید  که بخشی از آن می تواند اخلاقیات، مهربانی، و طرز رفتار او با دیگران باشد.  چیزی در او هست که شما را جذب می کند.
اما  چه پنج سال با او زندگی کرده باشید، چه پنجاه سال، هیچکدام شما دیگر آن  مرد یا زن سابق نیستید. شخصیت شما رشد کرده است. ایده ها و افکارتان دستخوش  تغییر شده است و سطح علمتان بالا رفته است. و آن چیز ناملموسی که شما دو  نفر را به سمت هم جذب کرده بود، با بلوغ و حکمتی که به دست آورده اید تقویت  شده است.
اگر  ازدواج به طور کل خوب و بر پایه احترام متقابل بوده باشد، 90 درصد زوج ها  به طور متوسط بعد از هشت سال طلاق دوباره به سمت هم برمی گردند. 
این  دوست من هم خیلی خوب این مطلب را در کارت دعوتش بیان کرده بود: &quot;ما دوباره  با هم ازدواج می کنیم چون فهمیدیم بدون حضور همسرمان، جای چیزی در  زندگیمان خالی بود. ازدواج اول ما از روی دلیل بود و آن چیزی فرای عشق بود.  این چیزی غیرقابل توصیف است. و حالا که فهمیده ایم که هستیم و دوست داریم  کجا باشیم، آماده ایم که بهترین همسر دنیا باشیم.&quot;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:18:35 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خانمها: برقراری روابط عاشقانه با مردان متاهل</title>
<link>https://company-project.loxblog.com/خانمها-برقراری-روابط-عاشقانه-با-مردان-متاهل</link>
<guid>https://company-project.loxblog.com/خانمها-برقراری-روابط-عاشقانه-با-مردان-متاهل</guid>

<description><![CDATA[
خانمها: برقراری روابط عاشقانه با مردان متاهل

مشکلات  واقعی دوست شدن با یک مرد متاهل چه می تواند باشد؟ این سوالی است که اگر  فکر دوست شدن با یک مرد زن دار هم در سرتان است باید در قدم اول از خود  بپرسید.
شاید  تا به حال مقالات و کتاب های زیادی درمورد این موضوع خوانده باشید که توسط  زن های مجرد و تجربیات شخصی خودشان نوشته شده اند که خیلی از آنها نوشته  هایی عالی اند و خیلی هایشان متوسط اند و خیلی ها فقط انکار مطلق اند. خیلی  از این مقالات هم ممکن است توسط زن های متاهلی نوشته شده باشد که دوست  ندارند ببینند مردی به زنش خیانت می کند چون ممکن است آن مرد همسر خودشان  باشد. اما از خانم ها که بگذریم ممکن است خود مردان متاهل هم حرفی برای  گفتن داشته باشند که بد نیست از حرف دل آنها هم باخبر شویم.
اگر  به فکر این هستید که دوست دختر یک مرد زن دار شوید، شاید بهتر باشد که  مفهوم دوست شدن مرد و زن را دوباره برای خود تعریف کنید چون اگر بخواهیم  صادقانه بگوییم، فقط در شرایطی آن مرد واقعاً در رابطه با شماست که بتواند  خود را متعهد کند یک دروغ عمدی بگوید که خودش هم کم کم باور کند. آنوقت  تلاشی که باید برای بر هم نخوردن و تداخل پیدا نکردن برنامه های زندگیش  بکند دوچندان می شود. شاید اول کار مشکلی نباشد اما کم کم متوجه می شوید که  آن آزادی که بقیه افراد در دوستی های خود دارند شما ندارید، نمی توانید شب  ها با هم بیرون بروید یا هروقت دوست داشتید به او تلفن کنید. از همان  ابتدای کار هم این دوستی ارزش هدر کردن وقتتان را ندارد.
شاید  اول کار این رابطه به نظرتان جالب بیاید. این واقعیت که او برنامه های  خاصی برای زندگی خود دارد، زمان فراغت بسیار طولانی را در اختیارتان قرار  می دهد که می توانید هر طور که دوست داشتید آنرا بگذرانید بدون اینکه  شکایتی به شما کند. خیلی وقت ها ممکن است واقعاً با وضعیت موجود مشکلی  نداشته باشد و کاملاً راحت باشد اگر بخواهید دوستان پسر دیگری را هم در  زندگیتان راه بدهید. البته چاره دیگری هم ندارد. واقعاً نمی تواند شکایتی  بکند چون خودش رابطه بسیار جدی دیگری پشت صحنه دارد، رابطه ای که بین شما و  او قرار گرفته است. زمان خیلی کمی می برد که متوجه بشوید یک جای کار در  همه آن عشقبازی ها و محبت ها می لنگد و اگر خودتان موضوع را کشف نمی کردید  شاید اصلاً او به روی خودش هم نمی آورد.
یک  حالت این دوستی ها اینطور است که از همان اول کار نمی خواستید که به طور  جدی دوست دخترش شوید، مخصوصاً در مواردی که این رابطه از دوستی خیلی ساده و  زیبایی که بین شما دو نفر بوده شکل گرفته باشد. وقتی کنار او هستید همه  چیز خوب است اما این فقط در شرایطی است که فقط خودتان و خودش باشید، بدون  اینکه کس دیگری از آن خبر داشته باشد. مکالماتی که قبلاً موقع ناهار یا در  ایمیل ها داشتید دیگر آن مکالماتی نیست که در ماشین یا خانه تان دارید. کم  کم حرفهایتان جنبه های شخصی تر و حتی جنسی تر به خود می گیرند. یا شما یا  او سوال می پرسید و هر دو شما درگیر این هستید و نمی دانید که چرا دارید  دزدکی این همه با هم وقت می گذرانید. حالت دیگر دوستی می تواند این باشد که  او از همان ابتدای کار دل شما را برده است و دوستی از همان ابتدا جنبه  جنسی هم داشته است ولی مشکل این است که او همیشه مجبور است زود برود، مدام  در حال چک کردن تلفن همراهش است و شما نمی توانید هر کاری که می خواهید را  در وقتی که می خواهید بکنید. احساساتتان سرکوب می شوند و کم کم متوجه می  شوید که نمی توانید به همان سادگی که وارد این رابطه شدید، از آن خارج  شوید. احساس گمگشتگی می کنید، گمگشتگی از این جهت که بین او و مشکلاتی که  با همسرش دارد گیر افتاده اید.
اما  چرا او نمی تواند با همسرش هم به همان اندازه که با شما راحت است راحت  باشد؟ شما زنش را دیده اید، زشت نیست و خیلی راحت می شود با او کنار آمد.  حتی ممکن است خودتان هم با او رابطه داشته باشید و خیلی وقت ها دوست دارید  که به او بگویید که چه بین شما و شوهرش می گذرد اما نمی توانید چون او زن  خوبی است و حقش نیست که زندگی زناشوییش اینطوری خراب شود. اگر هم قرار باشد  کسی اینکار را بکند خود آن مرد است. ممکن است مرد در ابتدای رابطه دیوی از  زنش برای شما ساخته باشد اما وقتی خودتان با آن آشنا می شوید می فهمید که  اینطور نیست. 
هیچکس  نمی تواند به شما بگوید که با یک مرد زن دار رابطه داشته باشید یا نه.  متنفر شدن از آن یکی زن کار ساده ای است اما برای خیانت همیشه دو نفر لازم  است. خیلی جاها ممکن است فکر کنید که کسی هست که دوستتان دارد اما واقعیت  این است که این مرد نمی تواند عشق و احترامی که شایسته شما باشد را در  اختیارتان بگذارد. حتی ممکن است یک مرد زن باره باشد و هر چند وقت یکبار  یکی مثل شما را بازیچه نفس خود کند. زمان و انرژی که با او هدر کرده اید را  می توانستید خیلی جاهای دیگر استفاده کنید، حداقل با مردی که واقعاً لایق  شما باشد. 
سوال  خیلی ساده ای که می خواهم بپرسم این است که آیا برای خودتان ارزش و احترام  قائل هستید و آیا واقعاً می دانید خیلی مردهای مجرد خوبی هم هستند که  بتوانید با آنها ارتباط برقرار کنیدف پس چرا باید وقتتان را با دوست شدن با  یک مرد زن دارد تلف کنید. 
آدم  ها همیشه از اشتباهاتشان درس می گیرند و می توانند این درس ها را به  همدیگر هم منتقل کنند. اما به خاطر یک رابطه کوتاه مدت عاشقانه، بااینکار  همه زندگیتان را به خطر می اندازید. پس عاقل باشید و از این رابطه بیرون  بیایید و دیگر هیچوقت هم پشت سرتان را نگاه نکنید.
اگر  می خواهید معنا و مفهوم عشق و زندگی را به خودتان یادآور شوید، فقط کافی  است بدانید که در همچنین رابطه ای آن را پیدا نخواهید کرد.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:18:35 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چرا خیلی ها بعد از خیانت احساس پشیمانی ندارند</title>
<link>https://company-project.loxblog.com/چرا-خیلی-ها-بعد-از-خیانت-احساس-پشیمانی-ندارند</link>
<guid>https://company-project.loxblog.com/چرا-خیلی-ها-بعد-از-خیانت-احساس-پشیمانی-ندارند</guid>

<description><![CDATA[
چرا خیلی ها بعد از خیانت احساس پشیمانی ندارند

ایمیل  های زیادی را از طرف افرادی دریافت می کنیم که می گویند همسرانشان بعد از  کشف خیانتشان هیچ احساس پشیمانی از خود نشان نداده اند. خیلی ها می گفتند  اگر طرفشان حتی کمی احساس پشیمانی یا نگرانی از خود نشان می داد شاید به  نگه داشتن ازدواجشان راغب تر بودند و همه عصبانیتشان به خاطر عدم پشیمانی و  ندامت همسرانشان است. حتی خیلی ها می گفتند که همسر خائنشان نه تنها  پشیمان نبوده بلکه این خیانت را تقصیر آنها هم می دانسته است. در این مقاله  می خواهیم این موضوع را بررسی کنیم که چرا خیلی ها خیلی دیر از خیانت خود  پشیمان می شوند.
عدم  پشیمانی از خیانت معمولاً روشی برای حفاظت از خود و ادامه انکار به خیانت  است. اجازه بدهید کمی در این مورد فکر کنیم. وقتی کسی راه خیانت را پیش می  گیرد، علائم هشدار و توقف زیادی سر راه خود می بیند. بارها و بارها ندای  درونیشان&nbsp; از آنها سوال می کند که چه می کنند  و هشدار می دهد. همه آنها در اعماق قلب خود می دانند کاری که می کنند  اشتباه محض و خودخواهانه است اما برای گذر از آن علائم هشدار و ادامه  راهشان، باید دنبال چیزی برای توجیه کار خود باشند.
راه  های زیادی برای توجیه خیانت وجود دارد. آنها به خود می گویند که آنچه می  خواهند را در حضور همسرشان پیدا نمی کنند، فکر می کنند همسرشان آنها را درک  نمی کند، بارها به خود قول می دهند که فقط یک بار مرتکب این اشتباه می  شوند. خودشان را گول می زنند که اینکار هیچ ضرری به دنبال ندارد چون می  توانند اوضاع را کنترل کنند و هیچکس نخواهد فهمید که چه می کنند.
و  همانطور که می بینید همینطور و همینطور به خودشان دروغ می گویند. نمی  خواهند یا نمی توانند واقعیت موضوع را همانطور که هست ببینند و در تلاشند  که عزت نفسشان را حفظ کنند. خیلی ها خیانت را مثل یک سرگرمی می بینند و  هیچوقت درمورد این موضوع با خودشان صادق نیستند. هیچوقت با خودشان نمی  گویند که ، &quot;من به همسرم خیانت می کنم چون آدم ضعیف و خودخواهی هستم و برای  خودم احترامی قائل نیستم.&quot; همانطور که می توانید تصور کنید هیچکس چنین  حرفهایی با خود نمی زند. افراد کمی هستند که این واقعیت را می پذیرند.
به  همین خاطر در ذهن خودشان باید این موضوع را طوری جلوه دهند که خیانت اصلاً  مسئله مهمی نیست و حتی وقتی همسرشان پی به خیانت آنها می برد، از موضع خود  پایین نمی آیند. بااینکه می دانند آنچه به خودشان قبولانده اند دروغ محض  است اما باز هم نمی پذیرند که کارشان اشتباه بوده است. تعداد کمی از افراد  هستند که 180 درجه از باور سابق خود برمی گردند و اشتباهشان را می پذیرند.
خیلی  وقت ها هم افراد به این خاطر بعد از خیانت احساس پشیمانی نشان نمی دهند  چون می خواهند فراموشش کنند. خیلی ها ایمیل می زنند و درمورد اینکه می  دانند چقدر همسرشان از خیانت آنها ناراحت است و قلبش شکسته است حرف می  زنند. می گویند که هیچوقت چنین واکنشی را از طرف همسرشان انتظار نداشته اند  و فکر نمی کردند که روزی دستشان رو شود. باید قبول کنیم که برای فرد خائن  هم اوضاع چندان ساده نیست.
آنها  می خواهند با سرعت هرچه تمامتر اوضاع درست شده و دوباره به حالت اول  برگردد. به همین خاطر اصلاً دوست ندارند درمورد آن حرف بزنند. نمی خواهند  جزئیات مطلب را با شما در میان بگذارند چون می دانند اگر اینکار را بکنند  فقط عصبانی تر و از آنها دورتر می شوید. سعی می کنند از اینکار اجتناب کنند  به همین خاطر اشتباه می کنند و دهانشان را می بندد و هیچ حرفی نمی زنند. 
از  آنها بخواهید که برای کارشان ابراز تاسف و پشیمانی کنند. خیلی وقت ها قبل  از اینکه همسرتان خودش ابراز پشیمانی کند، شما باید از او بخواهید. باید  برای او روشن کنید که بدون ابراز پشیمانیش حاضر نیستید به زندگی با او  ادامه دهید. باید از او بخواهید که روبه رویتان بنشیند و درمورد موضوع با  شما حرف بزند. باید بگویید که تا زمانیکه درمورد این موضوع حرف نزند مشکل  برطرف نمی شود. ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:18:35 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>با دوست پسر/دختر قبلی که هنوز تلفن می کند، چگونه برخورد کنیم؟</title>
<link>https://company-project.loxblog.com/با-دوست-پسردختر-قبلی-که-هنوز-تلفن-می-کند-چگونه-برخورد-کنیم</link>
<guid>https://company-project.loxblog.com/با-دوست-پسردختر-قبلی-که-هنوز-تلفن-می-کند-چگونه-برخورد-کنیم</guid>

<description><![CDATA[
با دوست پسر/دختر قبلی که هنوز تلفن می کند، چگونه برخورد کنیم؟

دوست  پسر/دختر قبلیتان مدام زنگ می زند و می خواهد با شما صحبت کنید. شما چند  ماه پیش با او به هم زده اید و می خواهید که به کل فراموشش کنید. چطور می  توانید با این تلفن های ناراحت کننده و در عین حال آزار دهنده برخورد کنید؟  
دستورالعمل
به چه چیزهایی نیاز دارید:
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جرات
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; منشی تلفنی
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مهارت های تجسم فکری
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; یک نقشه دوم برای زمانی که اوضاع از کنترل خارج می شود
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قدم اول:
اول  باید واضح و روشن به دوست دختر/پسر سابقتان بگویید که همه چیز بین شما  تمام شده است. به هیچ وجه نباید به او امید الکی بدهید. اگر بعد از به هم  زدن با او دوستانه رفتار می کردید و فکر می کنید که او این رفتار شما را  چیزی بیشتر از یک دوستی ساده برداشت کرده است، دیگر زمانش رسیده است که  رفتار دوستانه را کنار بگذارید. لازم نیست در برابر او بیرحم و سنگدل رفتار  کنید اما باید صادق و روراست باشید.
باید  قاطع باشید. وقتی دوست دختر/پسر سابقتان زنگ می زند، از زبان خاصی استفاده  کنید، مثلاً بگویید، &quot;لطفاً دیگه به من زنگ نزن&quot;. اگر متوجه نشد همین جمله  را آنقدر تکرار کنید تا متوجه منظورتان شود. گول نخورید و جواب سوالهایش  را که هزاران بار تا حالا جواب داده اید، ندهید. 
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قدم دوم:
تکنیک  های تجسم فکری می تواند به شما برای برخورد با این تماس ها کمک کند. وقتی  دوست دختر/پسر سابقتان تماس می گیرد و شروع به چرت و پرت گفتن درمورد مسائل  مختلف می کند، تخیلتان را به کار بیندازید. یک حباب پلاستیکی را تجسم کنید  که به شما نزدیک می شود تا حصاری برای مراقبت از شما بسازد. کمی صدای جالب  تخیلی هم به آن اضافه کنید. حالا با این حباب که دورتان قرار گرفته از  دوست دختر/پسر سابقتان در امان هستید. هر حرف، هر تماس و هر آزار و اذیت  دیگری از جانب او دیگر به شما برخورد نخواهد کرد.
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قدم سوم:
&nbsp;اگر  دوست دختر/پسر سابقتان همچنان به آزار و اذیت خود ادامه داد، آنوقت به او  بگویید، &quot;ازت میخوام که دیگه به من زنگ نزنی&quot; و بعد گوشی را قطع کنید. این  مثل یک هشدار می ماند&nbsp; و اگر او این هشدار را نادیده بگیرد، آنوقت باید به  سراغ نقشه دوم خود بروید. دفعه بعد که زنگ زد دیگر جواب تلفن او را ندهید  اجازه بدهید برود روی منشی تلفنی. اینکار را آنقدر تکرار کنید تا خودش کم  کم از زنگ زدن خسته شود.
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قدم چهارم:
و  آخر اینکه باید ببینید کی این اذیت ها خطرناک می شوند. اگر به هر صورتی  احساس تهدید کردید، تردید نکنید و پلیس را در جریان بگذارید. شکسته شدن دل  گاهی اوقات باعث می شود افراد غیرمنطقی رفتار کنند. 
چطور تماسهای دوست پسر/دختر سابقتان را متوقف کنید
آیا  بااینکه ماه ها از به هم زدنتان می گذرد اما دوست پسر/دختر سابقتان هنوز  هم زنگ می زند؟ آیا نتوانسته اید هنوز به او بفهمانید که دوست ندارید دیگر  تماسی با شما داشته باشد؟ می خواهیم به شما بگوییم که چطور تماس های او را  متوقف کنید و زندگیتان را از سر بگیرید.
دستورالعمل
به چه چیزهایی نیاز دارید:
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اینکه واقعاً بخواهید دیگر با شما تماس نداشته باشند
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; توانایی اولویت گذاشتن بر خودتان
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قدم اول:
به  همه تماسهای او پاسخ ندهید. او دیگر مهمترین فرد در زندگی شما نیست و باید  بداند که دیگر وظیفه ندارید مدام با او در تماس باشید. اگر سرتا شلوغ است،  اصلاً جواب ندهید. مطمئناً باز هم زنگ می زنند اما شما هم باز جواب ندهید.
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قدم دوم:
وقتی  جواب دادید با لحن بی تفاوت با او حرف بزنید. به هیچ وجه درمورد مسائل  شخصی زندگی خودتان با او حرف نزنید. احتمالاً بیشتر او صحبت خواهد کرد و  خیلی زود می فهمد که علاقه ای برای حرف زدن با او ندارید. البته این به آن  شرط است که برای او روشن کرده باشید که دیگر رابطه ای با او ندارید.
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قدم سوم:
به  هیچ وجه آغازگر رابطه با او نباشید. به هیچ وجه خودتان به او زنگ نزنید.  این مسئله باعث می شود که امید الکی به او بدهید که انگار دوست دارید با او  حرف بزنید یا باز رابطه داشته باشید. حتی اگر به خاطر به هم زدنتان احساس  گناه می کنید اما به هیچ وجه با او تماس نداشته باشید. باید خودتان،  زندگیتان و خوشبختیتان را قبل از او در نظر بگیرید. خوشبختی او دیگر  مسئولیت یا وظیفه شما نیست.
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قدم چهارم: 
اگر  هنوز هم به شما زنگ می زند بهتر است که به او بگویید که آن رابطه دیگر  برایتان تمام شده و فراموشش کرده اید. معمولاً خیلی سخت است که به دوست  پسر/دختر سابقتان بگویید که دوست پسر/دختر تازه ای پیدا کرده اید اما اگر  کار به اینجا بکشد باید این را به او بگویید. قاطع به او بگویید که دیگر حق  ندارد به شما زنگ بزند.
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قدم پنجم:
اگر  باز هم تماس ها تمام نشد دیگر به هیچ وجه جواب او را ندهید. حتی اگر روزی  چند بار به شما زنگ بزند. شاید بد نباشد که چند ساعت تلفنتان را خاموش  کنید. شما دیگر هیچ مسئولیتی در برابر او ندارید پس زندگیتان را از نو شروع  کنید. 
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قدم ششم:
اگر  با همه این حرفها باز هم تماس ها ادامه داشت، اگر احساس خطر جدی کردید، بد  نیست که پلیس را در جریان بگذارید. همچنین می توانید شماره تلفنتان را عوض  کنید.
نکات و هشدارها
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; این نکات به خیلی ها کمک کرده است.
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خیلی مهم است که خوشبختی خودتان را مقدم بر خوشبختی دوست پسر/دختر سابقتان بدانید.
&middot;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; شاید  اول کار این کار برایتان دردناک باشد که کسی که قبلاً دوست داشته اید را  ناراحت کنید اما در طولانی مدت باعث می شوید که بفهمند این بهترین کاری  بوده که می توانستید در حقشان بکنید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:18:35 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>رابطه جنسی و صمیمیت: خانم ها چه می خواهند؟</title>
<link>https://company-project.loxblog.com/رابطه-جنسی-و-صمیمیت-خانم-ها-چه-می-خواهند</link>
<guid>https://company-project.loxblog.com/رابطه-جنسی-و-صمیمیت-خانم-ها-چه-می-خواهند</guid>

<description><![CDATA[
رابطه جنسی و صمیمیت: خانم ها چه می خواهند؟

وقتی  صحبت از مسئله پیچیده رابطه جنسی به میان می آید، اگر بخواهیم به این  بپردازیم که خانم ها چه می خواهند یا آقایان چه می خواهند کار سختی است چون  با اینکار یک مسئله بسیار شخصی و خصوصی را به شدت ساده خواهیم کرد.
کاملاً مشخص است که روابط و تجربیات جنسی انواع و اقسام مختلف دارند که افراد می توانند در آنها سهیم بوده و لذت ببرند.
اگر  بخواهیم دقیق تر بگوییم، آنچه خانم ها و آقایان هرکدام از رابطه جنسی  انتظار دارند را باید بر مبنای فردی بررسی کرد. درنتیجه، آنچه که فرد در  ارتباط با رابطه جنسی، کمبود آن را در روابط خود حس می کند یا عمیقاً در  آرزوی آن است، دقیقاً همان چیزی است که او در آن زمان در زندگی خود نیاز  دارد. برای مثال، خیلی خانم ها از محبت زیاد لذت می برند اما رابطه جنسی  داغ و قوی فیزیکی نمی خواهند. خیلی دیگر از خانم ها از رابطه جنسی های  فیزیکی و شدید لذت می برند اما برای حفظ تعادل دوست دارند با ابراز محبت و  ناز و نوازش هم همراه باشد.
حالا اگر به کل مردم نگاه کنیم و اکثریت عموم را در نظر بگیریم، می توانیم نتیجه گیری هایی ارائه کنیم.
در  طول این سالها اکثریت خانم هایی که به من مراجعه می کنند دنبال صمیمیت  بیشتری در روابط خود بوده اند. خانم ها دوست دارند با طرف مقابلشان ارتباط  قوی برقرار کرده و به هم عشق بورزند. اکثراً دوست دارند مردشان به آنها  بگوید که چرا دوستشان دارد و چه چیز آنها خاص و منحصر بفرد است. معمولاً می  گویند دوست دارند که مردشان بیشتر بغلشان کند، ببوسدشان، ناز و نوازششان  کند و با آنها بیشتر حرف بزند. اگر قرار است رابطه جنسی بیشتری داشته  باشند، دوست دارند که این رابطه جنسی شدیداً احساسی و عاشقانه باشد. می  خواهند این صمیمیت هم در اتاق خواب و هم خارج از آن جریان داشته باشد.
همچنین  خانم ها نیاز دارند که باهوش و توانا تلقی شوند و برای همه خصوصیات و  ویژگی های خاصشان از آنها تعریف و تمجید شود. خانم ها به طور متوسط نیازمند  بغل کردن های بیشتر، محبت بیشتر و صمیمیت بیشتر هستند. دوست دارند مردشان  همیشه از زیباییشان تعریف کند و آنها را مطمئن کند که از رابطه با او لذت  می برند.
اغلب  مردها می توانند زمان زیادی را بدون صمیمیت بگذرانند و به همین دلیل فکر  می کنند که خانم ها هم همین توانایی را دارند. متاسفانه، تعداد خیلی کمی از  آقایون هستند که می دانند باید هر از گاهی خانمشان را با هدایای غافل گیر  کننده یا تعریف و تمجید خوشحال کنند. اما اکثر خانم ها چیزی بیشتر از صمیمت  گاه و بیگاه نیاز دارند. آنها برای اینکه همیشه خوشحال و راضی باشند، به  صمیمیت روزانه نیاز دارند.
بعد  از اینکه دو نفر با هم ازدواج می کنند، خیلی از آقایون تلاش می کنند نشان  دهند که آن اندازه ای که تصور می کنند برای عشق کافی است. خیلی وقت ها  نتیجه گیری هایشان را برحسب نیازهای خودشان بنا می کنند.
این  آن گل یا شکلات یا هدیه نیست که خانم ها واقعاً می خواهند، آنچه آنها  واقعاً می خواهند اعمالی است که نشان دهد همسرشان آنها را دوست دارد و  آنقدر برایشان مهم هستند که بخواهند برای خوشحال کردنشان انرژی صرف کنند.
خانم ها همیشه انتظار ابراز محبت های بیشتر و مداوم تری دارند. آنها می خواهند مداوم بدانند که طرفشان به آنها بی تفاوت نیست.
بسیاری از ازدواج ها به این دلیل برهم می خورد که مردها نیازهای خانمشان را واقعاً جدی تلقی نمی کنند.
بسیاری  از خانم های متاهلی که خارج از ازدواجشان با مردان دیگر ارتباط دارند می  گویند که عاشق مردهایی می شوند که به آنها ابراز محبت می کنند، بیشتر به  حرفهایشان گوش می کنند و بیشتر با آنها حرف می زنند. احساس احترام، محبت و  عشقی که در ازدواجشان نداشتند را با آنها تجربه می کنند.
خانم  هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند و به برابری زن و مرد معتقدند به هیچ  وجه دوست ندارند که فقط به عنوان یک ابزار جنسی به آنها نگاه شود. دوست  دارند بیشتر از آن به نظر برسند و از مردهایی که به آنها فقط برای گذران  وقت و رابطه جنسی نگاه می کنند متنفر هستند. خیلی خانم ها از اینکه می  بینند چطور بسیاری از آقایون می توانند بدون عشق رابطه جنسی داشته باشند در  عجبند.
اکثر  خانم ها اگر رابطه جنسیشان فقط جنبه فیزیکی و جسمی داشته باشد به هیچ  عنوان از آن رابطه جنسی ارضاء نمی شوند. بااینکه ممکن است به ارگاسم هم  برسند اما اکثراً از چنین روابط جنسی خیلی زود خسته می شوند. حتماً باید آن  حس عشق و صمیمیت را با همسرشان حس کنند. اما متاسفانه اکثر آقایون یا این  مسئله را نمی دانند یا اگر هم که می دانند آنرا جدی تلقی نمی کنند.
&nbsp;برای  خیلی از خانم ها بااینکه ممکن است از ارگاسم و رابطه جنسی فیزیکی لذت  ببرند اما رابطه جنسی بیشتر وسیله ای برای ایجاد عشق و ابراز محبت و صمیمیت  در رابطه است. هرچقدر مردها بیشتر این مسئله را فهمیده و به آن احترام  بگذارند، رابطه بسیار بهتری می توانند با خانم ها داشته باشند. 
خوشبختانه  در دنیای امروز، تعداد زیادی از خانم ها آزادانه برای رابطه پیش قدم می  شوند و به خودشان اجازه می دهند که از رابطه جنسی برای لذت و صمیمیت  استفاده کنند. این روزها خانم ها خواسته های خود را راحت به زبان می آورند.  رابطه های موفق معمولاً از یک مردی تشکیل می شود که به این برابری زن و  مرد احترام می گذارد.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:18:35 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>با شکست عشقی و تلخی برهم خوردن رابطه چگونه کنار بیاییم؟</title>
<link>https://company-project.loxblog.com/با-شکست-عشقی-و-تلخی-برهم-خوردن-رابطه-چگونه-کنار-بیاییم</link>
<guid>https://company-project.loxblog.com/با-شکست-عشقی-و-تلخی-برهم-خوردن-رابطه-چگونه-کنار-بیاییم</guid>

<description><![CDATA[
با شکست عشقی و تلخی برهم خوردن رابطه چگونه کنار بیاییم؟

تقریباً  همه ما یکبار درد برهم خوردن یک رابطه عاشقانه را در یک نقطه از زندگی  تجربه کرده ایم. خیلی از افراد مجبورند که طی دوره دانشگاه با اولین شکست  عشقی خود کنار بیایند. درک سختی و دردناک بودن برهم خوردن یک رابطه مهم  مقدور نیست مگر اینکه خودتان هم شخصاً آنرا تجربه کنید. احساس غم و ناامیدی  شدید واکنشی متداول به این اتفاق در زندگی است. تحقیقات روانشناسی نشان  میدهد که واکنش احساسی به برهم خوردن یک رابطه عشقی بسیار شبیه به واکنش به  فقدان های بسیار بزرگتر و غم انگیزتر مثل مرگ یکی از عزیزان یا تشخیص یک  بیماری خطرناک می باشد. در زیر به واکنش های احساسی متداول به برهم خوردن  یک رابطه عاشقانه اشاره می کنیم:
&middot; انکار:  باور و قبول کردن اینکه رابطه تان تمان شده است، خیلی سخت است. خیلی  دردناک است که ببینید رابطه تان برای طرفتان که آنقدر دوستش داشتید و به او  اعتماد داشتید، دیگر ارزش و اهمیتی ندارد.
&middot; ناامیدی و غم:  احساس تنهایی و ناراحتی کردن، گریه کردن زیاد همه کارهایی طبیعی هستند.  ممکن است نیاز بسیار شدیدی به برقراری ارتباط با شریک عشقی سابقتان احساس  کنید. زمان های خاص در طول روز مثل صبح ها که از خواب بیدار می شوید، خیلی  سخت خواهند بود.
&middot; ترس:  تصور کردن زندگی بدون شریک عشقیتان وحشت آور خواهد بود. ممکن است واهمه  داشته باشید که دیگر نتوانید عشقی برای خود بیابید و باز احساس خوشبختی  کنید.
&middot; عصبانیت: خشم و عصبانیت دربرابر شریک عشقی گذشته که این درد و رنج را برایتان فراهم کرده است یک واکنش احساسی دیگر است.
&middot; مقصر کردن خود و احساس گناه:  ممکن است به این فکر بیفتید که چه کار شما باعث برهم خوردن رابطه شده است و  تلاش کنید که از شریک عشقی سابقتان فرصتی دوباره تقاضا کنید. اگر این شما  بوده باشید که رابطه را خاتمه داده است، ممکن است از ناراحت و غصه دار کردن  طرفتان احساس گناه کنید.
&middot; حسادت: ممکن است از تصور بودن شریک عشقی سابقتان با شخصی جدید بترسید و احساس حسادت کنید.
&middot; سر در گمی:  بدون کسی که آنقدر دوستش داشتید، زندگی بی معنی و عجیب به نظر می آید.  ممکن است از خودتان بپرسید که کی هستید و زندگیتان بدون او چه معنا و  مفهومی دارد.
&middot; آسودگی:  ممکن است تاحدودی از احساسات منفی مربوط به رابطه که درنتیجه دعواها،  ناامنی ها و یا خستگی ایجاد می شده، احساس فراغت و آسودگی کنید.
آیا خوب می شوم؟
اگر  رابطه تان به تازگی برهم خورده است، ممکن است با خودتان فکر کنید که کی  بهتر می شوید. کلیشه &quot;گذر زمان همه زخم ها را التیام می دهد&quot; در این رابطه  واقعاً کاربرد دارد. بااینکه روند این جریان ممکن است طولانی و سخت به نظر  بیاید، احساسات دردناک فقدان از دست دادن یک رابطه عشقی با گذر زمان از بین  می رود. اما، هر چیزی که روند فراموشی را مختل کند، مثل دیدن دوباره شریک  عشقی گذشته یا امید داشتن به برقراری مجدد رابطه، جرقه احساسات را دوباره  روشن می کند. برای فراموش کردن این درد باید قبول کنید که رابطه تان از دست  رفته است و هیچ راهی برای دست یافتن به دلایل بر هم خوردن آن وجود ندارد. 
برای بعضی ها یک اتفاق پایانی (مثل بی محلی از طرف عشق قدیمی در زمان نیاز یا یک بحث و دعوای شدید) به فراموش کردن رابطه کمک می کند.
هیچ  راه فراری برای تجربه نکردن آن درد احساسی بعد از برهم خوردن رابطه وجود  ندارد. احساسات شما نشاندهنده اهمیت طرفتان در زندگی شما و توانایی خودتان  در ایجاد صمیمیت با کسی و عشق ورزیدن است. اما کارهایی هست که می توانید  برای مراقبت از خودتان و آسانتر کردن این ناراحتی در طول این مدت انجام  دهید:
&middot; از دوستان و خانواده کمک بگیرید.  حمایت اجتماعی یکی از مهمترین فاکتورها در کنار آمدن بااین فقدان است. از  دوستان و افرادی که به حرفهایتان گوش می دهند و به شما برای ادامه زندگی  انگیزه می دهند کمک بگیرید. گذراندن وقت با دیگران ممکن است که در ابتدای  کار برایتان دشوار باشد اما کمکتان میکند بفهمید که کسان دیگری هم در  زندگیتان هستند&nbsp; که نگران شما هستند و حمایتتان میکنند.
&middot; به دنبال راه هایی برای خاتمه دادن به رابطه باشید.  ارتباط مداوم با شریک عشقی سابق باعث می شود که التیام یافتنتان به تاخیر  بیفتد و به حس عزت نفستان هم لطمه بخورد. وقتی ارتباط با او شدیداً ناراحت و  غمگینان می کند از دیگران کمک بگیرید. نوشتن نامه خداحافظی، برگرداندن  یادبودها، و گذاشتن همه عکس ها و نامه ها و همه یادبودهای رابطه قبلی در یک  جعبه مجزا می تواند به پیشرفت روند فراموش کردن شما کمک کند.
&middot; برنامه روزانه داشته باشید.  سازمان دهی کردن زمانتان و داشتن برنامه می تواند به کم کردن فشار روحی  شما کمک کرده و فکرتان را از عشق قدیمی به مسائل دیگر زندگی معطوف کند.  باید سعی کنید انرژی ذهنیتان را به انجام کارها و پروژه های دیگر هدایت  کنید.
&middot; در زندگیتان تغییر ایجاد کنید و به طرز خلاقی ابراز احساس کنید.  علایق، فعالیت ها و رابطه های جدیدی در زندگیتان ایجاد کنید. دکوراسیون  محل زندگیتان را تغییر دهید. کارهایی انجام دهید که شما را یاد عشق  قدیمیتان نیندازد. برنامه های جدید با دوستان و خانواده برای تعطیلات  بگذارید. در فعالیت هایی شرکت کنید که به بهبودی شما کمک می کند و توزانی  دوباره به زندگیتان می بخشد مثل کارهای هنری، شعر و موسیقی.
&middot; نزد مشاور بروید. می توانید نزد یک مشاور روانشناس بروید و درمورد احساساتتان با او صحبت و دردودل کنید. ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:18:35 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ما باورهایمان را به دنیای اطراف تحمیل می کنیم</title>
<link>https://company-project.loxblog.com/ما-باورهایمان-را-به-دنیای-اطراف-تحمیل-می-کنیم</link>
<guid>https://company-project.loxblog.com/ما-باورهایمان-را-به-دنیای-اطراف-تحمیل-می-کنیم</guid>

<description><![CDATA[
ما باورهایمان را به دنیای اطراف تحمیل می کنیم

وقتی  پای عشق و عاشقی به میان می آید، ما نه تنها توجه خاصی به بعضی اعمال و  اتفاقات معطوف می کنیم بلکه عقایدمان را هم به آنچه که می بینیم تحمیل می  کنیم.
تجربه  یک موقعیت &quot;همانطور که هست&quot; کار سختی است. ما همه موقعیت ها را با عقاید و  باورهای خودمان درمورد آنچه که در آن اتفاق می افتد تجربه می کنیم.
به  زبان ساده باید بگوییم که باورها و عقاید ما بر آنچه که تجربه می کنیم  تاثیر می گذارد. بنابراین افرادیکه عقاید مختلفی دارند، یک موقعیت یکسان را  به طرق مختلف تجربه میکنند.
برای  مثال، یکی از ارباب رجوع های ما &quot;باور دارد&quot; که همه زن ها در همه جای دنیا  او را می پرستند. به همین خاطر هر برخورد دوستانه از طرف خانم ها چه  مهماندار هواپیما باشد چه پیشخدمت رستوران یا هر چیز دیگر را به آن مسئله  نسبت می دهد.
از  طرف دیگر، اگر &quot;باور داشته باشید&quot; که افرادیکه در کارشان با مردم سروکار  دارمد باید به ارباب رجوع خود دوستانه و با محبت رفتار کنند، آنوقت همه این  ارتباطات معنی دیگری پیدا میکند.
و  به یاد داشته باشید، ما نه تنها موقعیت های موجود را برحسب باورهایمان  توجیه می کنیم، بلکه توجهمان را از همان ابتدا به برخی موقعیت های خاص  معطوف می کنیم. در این مورد همان ارباب رجوع خاص فقط به موقعیت هایی توجه  می کند که خانم ها برخورد دوستانه با او دارند و مواردی که همان خانم ها با  دیگران هم همان برخورد دوستانه را دارند نادیده می گیرد.
برای همه سخت است که باورهایشان را از تجربه شان جدا کنند. این تعصب ها جزء واقعیت های آنها هستند.
مثال دیگری &nbsp;کمک می کند که این نکته را بهتر درک کنید:
یکی  از دوستان ما سالها بود که دوست داشت یک کت چرمی گران بخرد. روزی که کت  جدید خورد را خرید آن را تن کرد و به یک کلوب رفت. از شانسش آن روز همه در  کلوب به سمت او نگاه می کردند. او هم آن وضعیت را اینطور تفسیر کرد که،  &quot;این کت چرمی من را خیلی عالی نشان می دهد باید زودتر از اینها آن را می  خریدم&quot;. متاسفانه، ابن دوست ما متوجه نشده بود که دلیل اینکه همه مردم به  سمت او نگاه می کردند به خاطر کت چرمی او نبوده، به این دلیل بوده که یک  هنرپیشه پشتش نشسته بوده است.
یا  تصور کنید که با همسرتان برای شام بیرون رفته اید و متوجه می شوید که  همسرتان به یک خانم/مرد جذاب که آنطرف تر نشسته است خیره شده است. این  موقعیت را چگونه تفسیر می کنید؟ به نظرتان سرگرم کننده، تهدید کننده، بی  ضرر یا آزاردهنده است؟
تجربه ما از هر اتفاق فقط با آنچه که اتفاق می افتد شکل نمی گیرد بلکه با تصورات ما از آن اتفاق ساخته می شود.
باورهای ما ممکن است که درست یا غلط باشند یا چیزی بین این دو. 
متاسفانه  معمولاً جدا کردن واقعیت از خیال خیلی سخت است. بقیه افراد ممکن است  درمورد آنچه اتفاق افتاده دروغ بگویند اما ما هم درک نادرستی از اتفاقات  داریم.
برای  پیچیده تر کردن مسائل اکثر اتفاقاتی که ما روزانه تجربه می کنیم مبهم  هستند. اکثر اتفاقات را می توان به بیش از یک حالت تفسیر کرد. اما تعداد  کمی از ما در طول زندگی متوجه این مسئله می شوند.
تعداد کمی از ما هستند که پی به مبهم بودن اتفاقات اطراف ببرد. اکثر ما خودمان را توجیه می کنیم که &quot;من می دانستم...&quot;.
تحمیل  کردن عقاید و باورهایمان به دنیای اطراف انرژی و تلاش کمی می طلبد و حس  اطمینان به ما میدهد. از طرف دیگر، تلاش برای کشف حقیقت سخت، پیچیده و  گمراه کننده است. برای اکثر ما تحمیل کردن عقاید خودمان راحت تر است تا  اینکه بخواهیم موقعیت را از دیدگاه های مختلف بررسی کنیم.
و این ایده که &quot;عقاید&quot; بر تجربه تاثیر می گذارد درمورد عشق و دوست داشتن هم کاملاً صدق می کند.
باور  ما درمورد صمیمیت شدیداً بر آنچه که در روابط صمیمانه مان تجربه می کنیم  اثر می گذارد. صدها تحقیق نشان داده است که افراد یک موقعیت منطقی را برحسب  اعتقادات خود به صورت های مختلف تجربه می کنند.
آیا فکر می کنید که طرف رابطه تان صادق، نجیب و مهربان است؟ این احتمالاً طوری است که دوست دارید او را ببینید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:18:35 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

