
برای یک آرایش لایت روزمره از رنگهای روشن مثل گلبهی، صورتی و قهوهای روشن استفاده کنید. آرایش خود را با خط چشم قهوهای کاملتر کنید.
1 - ابتدا باید این نکته را بدانید که سایههای روشن چشمها را بزرگتر نشان میدهد در صورتیکه سایههای تیره به چشم حالت و فرم میدهد.
2 - اگر میخواهید روی آرایش چشمانتان تأکید داشته باشید و کاری کنید که آنها خودشان را بیشتر نشان دهند، در بقیه آرایش خود از رنگهای خنثی استفاده کنید بخصوص برای لبها و گونهها.
3 - رنگهای سیاه، سرمهای و نوک مدادی باعث بزرگتر شدن عنبیه میشود و بین قسمت سفید و رنگی آن تضاد زیبایی ایجاد میکند.
4 - رنگهای سبز، آبی، خاکستری و بنفش تیره برای چشمهای قهوهای رنگ مناسب هستند.
5 - میتوانید از دو رنگ سایه استفاده کنید. تمهای رنگ وانیلی برای ترکیب با رنگهای بالا عالی هستند.همچنین یک آرایش سادهی دودی چشمها را برجستهتر نشان میدهند.
6 - برای یک آرایش لایت روزمره از رنگهای روشن مثل گلبهی، صورتی و قهوهای روشن استفاده کنید. آرایش خود را با خط چشم قهوهای کاملتر کنید.
7 – اگر آرایش غلیظتر دوست دارید سایههای تیره با خط چشم براق نقرهای یا طلایی بهترین انتخاب هستند.
8 - اگر میخواهید نتیجه بهتری بگیرید برای چشمهای خرمایی از تم سبز و آبی استفاده نکنید در عوض سراغ رنگهای مات بروید.
9 – برای چشمهای سبز رنگ سایههای قهوهای، سبز تیره و یاسی بسیار زیبا هستند. سایه طلایی رنگ برای آرایش شب بسیار مناسب است در صورتیکه رنگهای سفید و نقرهای برای چشمان سبز رنگ جالب به نظر نمیرسند.
10 – رنگ عسلی ترکیبی از رنگهای قهوهای و سبز است. به نظر میآید رنگ چشمهای عسلی با توجه به رنگ محیط اطراف تغییر میکند. تمام رنگهای ذکر شده برای چشمهای سبز و قهوهای رنگ میتواند برای این رنگ چشم هم مناسب باشند. این بستگی به شما دارد که بخواهید کدام رنگ سبز یا قهوهای چشمانتان بیشتر خودنمایی کند.
11 – برای چشمهای آبی رنگ مشتقات رنگ نارنجی بسیار جذابند. از سایههای آبی رنگ استفاده نکنید مگر اینکه تیره باشند.
12 - و در آخر میرسیم به آرایش چشمهای خرمایی رنگ یا همان مشکی. اگر دارای چشمهای مشکی هستید شما خوشبختترین دختر دنیایید زیرا آزادید از هر رنگی که میخواهید استفاده کنید و با تیرهترین و روشنترین سایهها عالی به نظر برسید. فقط امتحان کنید!
| امتیاز : | نتیجه : 128 امتیاز توسط 27 نفر مجموع امتیاز : 27 |

ای بابا دیروز رفتم یه آیفون ۵ خریدم
پشیمون شدم مگه لامصب از جیب در میاد ؟
هیچی دیگه رفتم پس دادم یه GLX گرفتم
::
::
اون چیه که راحت از جیب میاد بیرون ؟
گوشی های جدید GLX با جدید ترین آپشن روز دنیا هم اکنون در خدمت شما . . .
دیگه کسی آیفون و گلکسی نمی خره . . . !
::
::
میدونید تو فیلم های وسترن ؛ وقتی که دو نفر دوئل میکنند؛ معمولا کی حریفشو زودتر ناکار میکنه و زنده میمونه ؟
.
خب معلومه ! اونی که مارک هفت تیرش GLX باشه . . . !
::
::
نامه محرمانه شرکت Apple به GLX :
با سلام
شما تکنولوژی از جیب راحت درآمدن گوشی GLX و به ما بدید !
در عوضش ما کل سهام شرکت Apple رو واگذار می کنیم به شما !
ولی متاسفانه جی ال ایکس این درخواست رو رد کرد و اپل در شرف ورشکستگی میباشد !
::
::
یکی از فانتزیام اینه که :
برم آمریکا تو جلسه معرفی شرکت کنم .
همین وسطای جلسه گوشی GlX ام زنگ بزنه ، منم بگم Sorry و به راحتی گوشی رو از جیبم در بیارم ! و در حالی که بقیه دارن به من میخندند یهو گوشی یکی شون زنگ بزنه ،
ولی هر کاری کنه گوشی جدید Apple اش از جیبش در نیاد !
منم یه پوزخند بزنم و در حالی که بقیه دارن با تعجب به من نگاه میکنند و میگن Wait , Wait !
بی توجه به التماس هاشون تو تاریکیا نیست بشم !
::
::
همچی آرومه . . .
من چقد پول دارم . . .
یه پرایدم دارم و هی . . .
به خودم میبالم . . .
توی جیب راستم . . .
پسته من میذارم . . .
گوشیمم چه راحت . . .
از جیب در میارم . . .
::
::
مسابقه بیست سوالی . . .
۱ – تو جیب جا میشه ؟
- آره
۲ – از جیب راحت درمیاد ؟
- آره
جواب : گوشی های GLX
::
::
یه بارم GLX م رو بردم نمایندگی گفتم آقا این چرا از جیب درنمیاد ؟ یارو گوشی رو گرفت تست کرد گفت مشکل از جیب شلوارتونه !
هیچی دیگه رفتم یه شلوار جدید خریدم درست شد ؛ حالا شما هی راه به راه عیب بزارید روی گوشی !
::
::
ﺷﺮﻛﺖ ﺟﯽ ﺍﻝ ﺍﯾﮑﺲ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻛﻪ ﮔﻮشی ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺩﺭﻣﻴﺎﺩ دیگه ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻪ ﻣﺎ ﯾﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﮐُــﺮﺩﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺗﺒﻠﺖ ﻣﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﺗﻮﺵ !
ﺍﺧﯿﺮﺍ ﻟﭗ ﺗﺎﭘﻢ ﺗﻮﺵ ﺗﺴﺖ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﺑﺎﺯﻡ ﻣﺜﻞ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﻴﺎد
::
::
تلویزیون میگه گوشی های GLX توی جیب جا میشه و راحت از جیب بیرون میاد !
مگه بقیه رو با خاور و نیسان حمل میکنن ؟ یا با سیم بکسل میاد بیرون !؟
::
::
گوشیم فارسی نداره همیشه مینویسم سلام گلم که میشه سلام کلم و همیشه جواب میگیرم سلام چغندر ، سلام کاهو ، سلام شلغم !
باید برم یکی از اینا که راحت از تو جیب درمیاد بخرم !
::
::
یه سوال چند روزه تو ذهنم اومده منو ول نمیکنه با این مضمون که شرکت GLX لب تاب هم داره ؟
آخه لبتابم از تو کیف اصلا در نمیاد !
| امتیاز : | نتیجه : 2 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 1 |
طبق قانونی در آمریکا محکومین به اعدام در این کشور می توانند بعنوان آخرین غذای دوران حیات خود هر آنچه که دوست دارند سفارش دهند.
این موضوع بهانه ای برای عکاس انگلیسی شده تا از آخرین غذای محکومین به اعدام در آمریکا تصاویری را تهیه کند که برخی از آنها معنای خاصی از وضعیت آن فرد را ایفا می کند.










| امتیاز : | نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0 |
| امتیاز : | نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 1 |
|
طب سوزني ديجيتال معجزه طب سوزني حالا در دستان شما طب سوزني در منزل 6 وسيله در يك محصول (وسيله اي با چند كاربرد) ماساژور، طب سوزني ، كاهش وزن، تراپي و ... قابل استفاده براي تمام نقاط بدن كاهش وزن، از بين بردن خستگي، ايجاد احساس آرامش مناسب براي كمر درد و پا درد و ...و ده ها كاربرد ديگر بسيار مناسب براي دردهاي عصبي و ماساژ نقاط حساس بدن .... طب سوزني كاملا ديجيتالي بدون نياز به هزينه هاي گزاف طب سوزني با اين وسيله و صرف كمترين هزينه خودتان طب سوزني خواهيد داشت با قرار دادن الكترودها در قسمت هاي مختلف بدنتان آرامش و سلامتي را به خودتان هديه دهيد.
قيمت : 55200تومان داراي الكترودهاي تنظيم شده كه دقيقا همان كاركرد سوزن در طب سوزني را دارد. كاهش فشار خون ,كمك به كاهش وزن,كاهش درد كمر و پشت مناسب براي پادرد و كليه دردهاي عضلاني از بين برنده خستگي, مناسب براي دردهاي عصبي و .... درمان لاغري با طب سوزني كاملا ديجيتال ماساژور بدن را فراهم مي كند و يكي از نوآورانه ترين روش ها براي لاغر شدن است.
قيمت : 55200تومان اين وسيله بي نظير با كاركردي كاملا مشابه طب سوزني براي موارد زير مناسب است:
قيمت : 55200تومان دستگاه طب سوزني ديجيتال, نسل جديدي از محصولات بهداشتي ساخته شده مطابق با اصول فيزيك، علم فرايندهاي زيستي، الكترو زيست شناسي و نظريه هاي طب سنتي چين است كه پس از سال هاي بسياري از تجربيات باليني توسعه يافته است. اين دستگاه داراي شش تابع شبيه سازي شده است كه به شما احساس فوق العاده از طب سوزني و ماكسيباكشن، ماساژ، انواع تراپي و ... مي دهد، اين وسيله بي نظير اثر منحصر به فرد در ايجاد آرامش و از بين بردن خستگي و كسالت دارد.
قيمت : 55200تومان طرز استفاده: فيش را به دستگاه وصل كرده و دو سر ديگر آن را به الكترودها متصل نماييد ، سپس برچسب الكترودها را جداكنيد و آنها را به نقطه مورد نظر بدن بچسبانيد (براي قرار دادن در نقطه صحيح ميتوانيد به تصاوير موجود در دفترچه راهنما مراجعه نماييد) دكمه on را فشار دهيد مدت زمان(دكمه time را بزنيد) مورد نظر و نيز ميزان قدرت(دكمه strong يا weak را بزنيد) پالس هاي الكتريكي را تعيين كرده و در نهايت با دكمه mode (ابتدا دكمه chi/en راجهت انتخاب زبان انگيليسي فشار دهيد)نوع پالسها كه شامل چندين حالت مختلف از جمله ماساژ،تراپي و ... مي باشد را مشخص نماييد. نوع پالس ها: طب سوزني(Acupuncture) ماساژ (massage) بادكش (Cupping) كاهش وزن (weight Reducing) تراپي و ريلكسيشن (immunotherapy)
|
| امتیاز : | نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0 |

















| امتیاز : | نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0 |
فارس: گزارشگر تلویزیون تازه از سفر سوریه برگشته است، او خودش را مرغ عزا و عروسی تلویزیون میداند که به همه حوزههای خبری سر کشیده است
«سیدمحمدرضا حسینی بای» چهره شناخته شدهای برای کسانی است که اهل مباحث خبری و به ویژه اخبار تلویزیون هستند. او یکی از گزارشگران واحد مرکزی خبر است که به قول خودش در بسیاری از حوزههای خبری مانند سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... فعالیت کرده و یکی از کارهای اخیر او که از جانب مخاطبان با استقبال بسیاری مواجه شد، حضور در کشور سوریه و تهیه گزارشهایی از میدانهای جنگ این کشور بود.
حسینی بای که حوزه اصلی او وزارت علوم است و با گزارشهایش کابوسهای شیرینی برای پشت کنکوریها رقم زده، متولد سال 1353 در گنبد کاووس است که در آزادشهر استان گلستان بزرگ شده است.

پدر او کشاورز است و مادرش نیز خانهداری میکند. او که در رشته تاریخ تحصیل کرده، از سال 75 وارد صداوسیما شده و از سال 78 کار خبرنگاری را آغاز کرده است.
بازگشت این گزارشگر از کشور سوریه بهانهای برای یک گپ و گفت خودمانی شد که در ادامه میخوانید:
* سر یک گزارش موهایم را تراشیدم/از ابتدا علاقه داشتم به سوریه بروم
درباره رفتنتان به سوریه بگویید؟
مثل همه کارهای خارج از کشور که نوبتی است، ابتدا قرار بود به لبنان بروم اما مدیریت تصمیم گرفتند که به سوریه بروم.
وقتی شنیدید که باید به سوریهای بروید که روزهای پرالتهابی را میگذراند،مخالفت نکردید؟
خیر. از همان ابتدای درگیریهای سوریه من یکی از افرادی بودم که واقعا علاقه داشتم بروم. برایم هم مهم نبود که امنیت آنجا کم است. من 14 سالم بود که در جنگ ایران و عراق حضور داشتم و آن را درک کرده بودم. پایم هم در حال حاضر پر از ترکش است. یک پس زمینهای داشتم و به همین دلیل هیچ گونه ترسی در دلم وجود نداشت. دوم اینکه به حضور در مناطق جنگی علاقه دارم و میخواستم واقعیت آنجا را بیان کنم. چون مردم ما دوست دارند که خبرنگار به مرکز حادثه خیلی نزدیک شود. من در یک گزارش با موضوع سربازی نیز موهایم را از ته تراشیدم و همین باعث شد که مردم آن را به خوبی در ذهن داشته باشند. در سوریه هم میخواستم به متن کار بروم نه اینکه کت و شلوار بپوشم و کنار خیابان بایستم و بگویم خبرنگار واحد مرکزی خبر.
وقتی به سوریه رفتید شرایط چطور بود؟ خبرنگاران دیگر هم آنجا حضور داشتند؟
-العالم که حضور پررنگی دارد و ما برخی خبرنگاران کشورهای دیگر را در نشستهای خبری میدیدیم ولی در مناطق جنگی این طور نیست و خبرنگاران پراکنده کار میکردند. این طور نبود که همدیگر را ببینیم. مثلا شبکه چهار انگلیس نیز آنجا حضور داشت. شبکه العربیه البته به دلیل مواضع مغرضانهاش آنجا حضور نداشت.
چقدر تلاش کردید با توجه به سانسور شدید اخبار سوریه در شبکههای خبری دنیا، اخبار رویدادهای این کشور را به درستی مخابره کنید؟
-خیلیها به من مراجعه میکردند و میگفتند که گزارشهایت باعث شد تا ما بیشتر از وقایع این کشور مطلع شویم. ما تلاشمان این بود که بگوییم جنگ این کشور ناخواسته به آنها تحمیل شده است آن هم از طریق چند گروه و جریانی که از بیرون به داخل سوریه آمدهاند. آنها از مرزهای ترکیه و ... می آمدند. این موارد باید نشان داده شود. صحنههای غیرقابل پخش نیز زیاد داشتیم و تروریست میآمد و سر طرف را میبرید. وقتی صحنهها را به تهران فرستادیم نتوانستند پخش کنند و فقط لحظاتی از آن را پخش کرده بودیم. اینها انقلابی نیستند، اینها تروریست هستند. علاوه بر جنگ فیزیکی، جنگ تبلیغاتی فراوانی نیز بر آنجا حاکم بود. آنها تروریستها را جای رزمندهها نشان میدهند و میگویند که در حال مبارزه هستند. درحالی که چیزی که ما دیدیم متفاوت بود و آنها اصلا سوری نبودند. وقتی در مرز ترکیه طی سه هفته 10 هزار تروریست میآید، معلوم است که چه میشود. خدا را شکر حضور ما در منطقه توانست تا حدی روشنگر مسایل باشد.
*کارم در سوریه ناتمام ماند
فکر میکنید این مسیری که سپری کردید، موفق بود؟
-من فکر میکنم دوباره باید بروم. کارم ناتمام ماند در سوریه و هنوز جاهایی مثل مدارس و مساجد باقی ماندهاند که باید ببینیم شورشیها چه بلایی سرشان آوردهاند. ارتش سوریه نیز بسیار جوان بودند و جانانه کار میکردند که خوب دیده نشد. اینها جای کار دارد و اگر خدا بخواهد دوباره به آنجا برمیگردم.
* سوری ها می گفتند جان شما جان ماست
پیش از این نیز ما شاهد بحرانهایی در کشورهای دیگر دنیا بودیم، اما حضور خبرنگاران تلویزیون کمرنگ تر بود؟
-بله. در موارد دیگر نیز خبرنگارانی از تلویزیون در بحرانها بودهاند که از جمله آنها میتوان به آقای حسن شمشادی اشاره کرد. اما مسئولان کشور بحران زده هم باید شرایط را برای خبرنگاران سراسر کشورها محیا کنند و در این مورد همکاری کنند. در این مورد هم ارتش سوریه با ما هماهنگی بسیار خوبی داشت. اگر این اتفاق نیافتد حتی بهترین خبرنگار هم نمیتواند کاری انجام بدهد. البته من معتقدم خود خبرنگار هم باید تلاش کند. مترجم گروه ما نیز بسیار به ما کمک کرد. نظامیان ارتش سوریه نیز خیلی خوب با ما همکاری کردند و در مواقع خطر همواره چندین نظامی از ما حمایت میکردند و میگفتند جان شما هم جان ماست.

اعضاء گروهتان نیز مانند خود شما مشتاق بودند برای رفتن به سوریه؟
-بله. خوشبختانه تصویربردار من از بچههای جنگ تحمیلی بود و او هم علاقه داشت.
مبنایتان برای انتخاب مناطق تهیه گزارش چه بود؟
-کاملا بر حسب اتفاقات جلو میرفت و نمیشد برایش برنامهریزی کرد. شما هرجای دمشق را نگاه کنی یک دودی بلند است. ما مناطق را شناسایی میکردیم و جلو میرفتیم. البته همانطور که اشاره کردم نظامیهای سوریه با ما خیلی خوش رفتار بودند و حتی در برخی مواقع خانوادههای سوری از ما استقبال میکردند و یکبار یکی از آنها به خاطر انتشار حقایق سوریه پیشانی ما را بوسید. البته ما باید حواسمان جمع تک تیراندازها هم میبود. در عین حال که استرس مناطق بحرانی را داشتیم باید حواسمان به صوت و تصویر هم میبود.
*می گویند بای مرغ عروسی و عزا است
شما حوزه مشخص کاریتان مربوط به وزارت علوم است، چطور بود که از سوریه سردرآوردید؟
من عراق هم رفتهام و گزارشهایی از اردوگاه اشرف تهیهکردهام. جایی خواندهام که دربارهام گفتند مرغ عروسی و عزا هستم و خودم نیز این حرف را قبول دارم. من کارهای سیاسی، ورزشی، اجتماعی، ویژه انتخابات و ... را در کارنامهام دارم و معتقدم که درست است که خبرنگار تخصصی کارش را بهتر انجام میدهد ولی هر خبرنگار توانایی باید بتواند در هر حوزهای به خوبی فعالیت کند و در آن قالب قرار گیرد. البته قلم و دکوپاژ نیز اهمیت بسیار بالایی دارد و اگر من وسط میدان هم بایستم ولی گزارشم بیننده را اقتاع نکند، به هیچ دردی نمیخورد.
*مادرم برای اسم من در موبایلش عکس شیر گذاشته
واکنش خانواده شما نسبت به حضورتان در صحنههای جنگ چیست؟
-من مجردم و از لحاظ خانوادگی خیالم راحت است ولی پدر و مادرم هر روز با من تماس میگیرند. مادرم برای اسم من عکس یک شیر در موبایلش گذاشته و علی رغم اینکه سواد ندارد، از این طریق با من تماس میگیرد. کار ما این است. یک روز جای تلخ، یک روز جای شیرین، یک روز از جای خوب... شغل ما این است و باید به درستی انجام بدهم.
واکنش مردم بعد از پخش گزارشهای سوریه چه بود؟
-خیلی خوب بود. مردم من را میدیدند و برخی از آنها به من گفتند که برایت دعا کردیم که سالم برگردی. این حرف خیلی برایم مهم و ارزشمند بود. آنها به من گفتند که خیلی چیزها هم دستگیرمان شد از وقایع سوریه. رفتن به دل ماجرا و پذیرفتن مردم بسیار اهمیت دارد. ما خودمان هم قبل از رفتن دقیقا نمیدانستیم اوضاع آنجا چطور است.
*حرف دستفروشی که برایم یک دنیا می ارزید
اتفاق قابل توجهی در سوریه برایتان افتاد که تبدیل به خاطره ماندگاری برایتان شود؟
-همان موقع که میرفتیم به میدان جنگ حتما دعا میخوانیدم. دوستانم برایم دعاهای مختلفی را پیامک کرده بوند. ما ابتدا که رفته بودیم هنوز به صداهای مهیب انفجارها عادت نداشتیم. سری دوم فرمانده سوری به من گفت که تو بی محابا جلو میروی درحالی که اینجا پر از تک تیرانداز است و اگر رعایت نکنی زیر پایت شلیک میکنی. واقعا هم شرایط بسیار پیچیده است و اصلا مشخص نیست که خط مقدم و موخر کجاست و پر از تیرهای سرگردان است.
چند وقت پیش پشت چراغ قرمز بودم. یک دستفروش که هواپیماهای اسباببازی میفروخت آمد زد به شیشه و گفت من و همسرم هر وقت گزارشهای شما را میدیدیم برایتان دعا میکردیم. این حرف را که زد انگار دنیا را به من داده بودند. از صدتا تشویقی برایم بهتر بود.
بیرون از صداوسیما هم کار میکنید؟
-جاهای مختلفی خارج از صداوسیما به من پیشنهاد کار دادهاند اما قبول نکردهام چون به این کارم بسیار علاقه دارم و آرزو دارم که در این کار شهید شوم.
اگر مثلا 10 سال دیگر به شما بگویند که دیگر به درد کار ما نمیخورید و از کار خبرنگاری بروید آن موقع چه میکنید؟
آن وقت کاری مرتبط با خبرنگاری مانند دبیری خبر انتخاب میکنم.
*از بچگی برای خانواده ام خبر می خواندم!
شما هم مثل سایر مجریان و گزارشگران از کودکی آرزوی گزارشگری و اجرا داشتید؟
-شاید باورتان نشود. ما 5 خواهر و دو تا برادریم. من بالای رختخواب میرفتم آنها را مینشاندم و برایشان خبر میخواندم. همان موقع مکبر مسجد بودم و در زمان جنگ برای جبهه کمک جمع میکردم. 14 سالگی به جبهه رفتم و همان موقع هم به پاهایم ترکش خورد. از کودکی به کارهای فرهنگی علاقه داشتم و چیزی که امروز میبینید ماحصل یک شب نیست. خبرنگاری عشق است و در این میان از هیچ چیزی فروگذار نمیکنم. مهم برایم این است که کار راه بیافتد. اگر علاقه نداشته باشی کار را سمبل میکنی و اطرافیان هم آن را دوست نخواهند داشت. مثلا من برای یک گزارش سربازی سرم را از ته تراشیدم.
واکنش مردم به شما به عنوان یک چهره شناخته شده چیست؟
شهرت بد نیست ولی محبوبیت بهتر است. البته هر دو امانت است و نباید خیانت کنی به اینها. من وقتی به مشهد میروم خیلی با من عکس یادگاری میاندازند. خیلی برایم خوشحال کننده است. اینها نشان میدهد که زحماتی که کشیدهای در ذهن مردم باقی مانده است. همین هم از همه چیز مهمتر است. البته معروفیت موارد دیگری هم دارد که مثلا شاید نتوانی یکسری کارها را راحت انجام بدهی.
تا به حال شده که از شهرتتان برای پیشرفت کارتان استفاده کنید؟
-هیچ وقت این اتفاق نیافتاده است. حتی یک بار به بانک رفته بودم و کار فوری داشتهام اما شلوغ بود ولی منتظر ماندم تا نوبتم بشود.

*آدمها خودشان زیرآب خودشان را می زنند
حالا نه این موقعیت حتما جلوی دیگران باشد، مثلا در جایی که مربوط به شغلتان باشد، مثل تهیه یک گزارش از یک سوژه خاص که برایش دستمزد یا شیرینی ویژهای در نظر گرفتهاند؟
-نه. اصلا و ابدا. به کعبهای که رفتهام قسم میخورم که تا به حال این اتفاق نیافتاده است. حتی هدیهای که سر برنامههای خبری به همه خبرنگاران میدهند، نمیگیرم. اگر هم بگیرم به کسی دیگر آن را هدیه میدهم. اهل لابی نیستم و هیچ موقعیتی برای خود کسب نمیکنم. سالم کار کردن از همه چیز مهمتر است. در گزارشت هر کاری کنی، مخاطب متوجه میشود. حتی مدیرت هم میفهمد که از جان و دل کار میکنی یا نه. زیرآب آدم را کسی نمیزند جز خود آدم. اگر کارت را درست انجام بدهی حتی اگر 100 نفر پشت سرت بد بگویند اثر نمیگذارد.
با کدام خبرنگار دوستی بیشتری دارید؟
-با همه بچههای واحدمرکزی خبر بسیار دوست هستم، همه آنها پاک و صادق هستند.
نظرتان درباره صرفا جهت اطلاع چیست؟
-برنامه خوبی است.
برخی معتقدند که فضای کار فقط برای تهرانیها باز است، شما چطور این مسیر طولانی را طی کردید؟
-من واقعا هیچ پارتی نداشتم. آقای لاریجانی رئیس وقت صداوسیما استاد من در دانشگاه تهران بودند. ایشان وقتی علاقه من را دیدند، من را به معاونت سیاسی صداوسیما معرفی کردند و بعد از آن نیز تلاش کردم. البته پشت کارهای ما مدیران نخبه ای هستند که از کار نیروهایشان استفاده میکنند.
خانوادهتان را چند وقت به چند وقت میبینید؟
-من در تهران تنها زندگی میکنم اما تلاش میکنم ماهی یکبار به آنها سر بزنم. وقتی هم که از سوریه آمدم به شهرمان رفتم. خانوادهام که میدانستند من از پارچه نوشته زیاد خوشم نمیآید، یک پارچه با این متن جالب که بازگشت شما را از سفر خطیر سوریه در حیطه خبرنگاری به شما خوشامد میگوییم برایم نصب کرده بودند. اما بعد از یک ساعت دیدم خبری از پارچه نوشته نیست و وقتی از آنها پرس و جو کردم گفتند ما میدانستیم تو از این کار خوشت نمیآید به همین دلیل پارچه را فقط برای خودت زدیم و زود هم آن را جمع کردیم.
| امتیاز : | نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0 |
1- هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه “بله” کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.
۲- به سادگی آب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست!!)
۳- هیچ موجود دیگه ای مثل تو تا این حد ریزبین و بادقت نیست که در یک نگاه، مارک کفش زری خانم یا مدل موهای کبری جونو بفهمه.
۴- خوب می تونی نقش بازی کنی.
۵- آنقدر زود همه چی رو می گیری که شش سال زودتر از اقایون به تکلیف می رسی.
۶- بزرگترین پوئن:خیالت از بابت سربازی راحته!صد سال سیاهم که دانشگاه قبول نشی ککتم نمی گزه.
۷- تو اماکن عمومی با خیال راحت می تونی جیغ و داد راه بندازی چون به هر حال کی وجودشو داره که رو یه دختر صداشو و احیانا خدایی نکرده دستشو بلند کنه؟!!
۸- در تاریخ جهان به زیرکی معروفی.
۹- می تونی هزار بار هم فیلم رومئو و ژولیت رو ببینی و باز گریه کنی.
۱۰- و مهم تر اینکه هیچ وقت از گریه کردنت خجالت نمی کشی.
۱۱- یه چیز باحال:هم دامن می پوشی و هم شلوار!
۱۲- بهشتم که زیر پای امثال شماست.
۱۳- فقط تویی که می دونی بوی خاک بارون زده تو شبای پاییزی چه جوریه.
۱۴- از قدیم گفتن:پشت هر مرد موفقی زنی باذکاوت بوده.
۱۵- هیچ کی نمی دونه دقیقا تو فکرت چی می گذره؟فروید، پدر روانشناسی جهان گفته:بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ داده نشده و من هم هرگز پاسخ ان را نیافته ام این است که یک زن چه می خواهد؟
۱۶- چند تا از جنگ های بزرگ تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به جنس تو بوده.
۱۷- نماد الهه عشق، زیبایی، جنگ و عقلانیت در یونان باستان به شکل زنه.
۱۸- یادت باشه که خداوند، تمام جهان رو به خاطر برکت وجود یک زن افرید.(خانم فاطمه زهرا)
۱۹- با اینکه از مردا ضعیف تری ولی لازم نیست صدتا کلاس کاراته و تکواندو و از این جور چیزا بری…به یه چنگ و گیس کشی بسنده می کنی.
۲۰- هزار جور مدل خنده ،داری که هر کدوم رو یه موقع تحویل بقیه می دی.
| امتیاز : | نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0 |

بیوگرافی الکساندارا (Meryem Uzerli) :
نام اصلی الکساندرا ، مریم سارا اوزرلی (Meryem Uzerli) می باشد.
او در تاریخ ۱۲ اوت سال ۱۹۸۳ میلادی (جمعه ۲۱ مرداد سال ۱۳۶۲ شمسی) در کشور ترکیه متولد شد.
مریم اوزرلی از پدری ترک و مادری آلمانی زاده شد. او دو برادر و یک خواهر بزرگتر از خود دارد.
او هم اکنون ساکن شهر کاسل در کشور آلمان است.
Meryem Uzerli دارای قد ۱۷۲ سانتی متر می باشد و هنر پیشگی را از سال ۲۰۰۲ آغاز نموده است.
او تاکنون در فیلم ها وسریال های متعددی به ایفای نقش پرداخته ، برخی از این فیلم ها و سریال ها عبارتند از:
خط (سال ۲۰۰۹ در نقش آنا)
ستارهها بر روی یخ (سال ۲۰۰۹ در نقش دانشجو)
سفر بیبازگشت (سال ۲۰۱۰ در نقش مهماندار هواپیما)
سریال حریم سلطان (سال ۲۰۱۱ در نقش الکساندرا)


| امتیاز : | نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 1 |

| امتیاز : | نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0 |
عضو شويد
خوش آمدی : [Login_Name]
آخرین ورود:[Login_Date_Last]
نام کاربری : [Login_Username]
پنل کاربری
مشاهده پروفایل
ارسال پست جدید
ویرایش پروفایل
خروج از سایت